_ فرض کنید آقای لاریجانی رفته بودند به یک سخنرانی عادی، می توانست درک شود که مخالفان سیاسی ایشان در میان سخنرانی اخلال ایجاد کنند. وقتی این کار در 22 بهمن ایجاد میشود، معنی اش متفاوت است. مشابه این کار را شاهد بودیم در جریان 14 خرداد سال 89 که با سیدحسن خمینی انجام دادند و همه شاهد آن بودند و آنجا مشخص بود که عوامل سازماندهی شده ای پشت این جریانات هستند، منتها در عین حال که باید این عمل شدیدا تقبیح شود، از این واقعیت تلخ هم نمی شود فرار کرد که شاید اگر آن روز اصولگرایان و آقای لاریجانی و سایر بزرگان اصولگرا اعتراض کرده بودند و در برابر این دست حرکت ها ایستاده بودند، امروز آقای لاریجانی شاهد چنین برخوردهایی نبود. اگر روزی که امثال سیدحسن خمینی و آیتا... هاشمی مورد هجمه قرار گرفتند، برخورد جدی صورت می گرفت، اکنون حاشیه امنیت اصولگرایان اینگونه مورد تهدید واقع نمی شد. بر این اساس بیش از آنکه بخواهم عوامل مستقیم چنین رفتاری را محکوم کنم لازم می دانم کسانی و از جمله خود آقای لاریجانی را مورد سوال قرار دهم که گاهی با سکوتشان مصلحت را در نظر گرفتند. اکنون همین رفتار در قبال خودشان در حال تکرار شدن است و این نتیجه مستقیم رفتار خودشان است.
ــ هر جا حامیان دولت حضور داشتهاند ما چنین برخوردهایی کمتر میبینیم. این نمی تواند همهاش تصادفی باشد. بر این اساس باید اصولا حساسیت روی این وقایع آنقدر زیاد باشد که دستگاههای ذیصلاح سریعا عوامل اخلال را شناسایی و معرفی کنند. به این اعتبار اول باید بگوییم که این اتفاقات قطعا سازماندهی شده است، حتی خبرگزاری خانه ملت که متعلق به مجلس است هم نوشته این عده از قبل سازماندهی شده بودند. بعد از آن هم نوع رفتار حامیان دولت این گمانه را تقویت می کند. آنطور که گزارش شده بیشترین شعار علیه رئیس مجلس «خواص بیبصیرت» بوده است. این ادبیات مشخصه گروههای تندرو است. این اختلاف در میان خود اصولگرایان به وجود آمده و دامن زده شده و تا الان هم هیچ گروه یا چهره اصلاحطلبی در آن تاثیرگذار نبوده است، پس عقبه این اختلافات هم نمی تواند بیارتباط با خود طیف های جناح اصولگرا باشد. وقتی برخی اصولگرایان با تندترین ادبیات سیاسی ممکن نسبت به هم موضع گیری می کنند مشخص است که عقبه آنها و طرفدارانشان هم با همین جنس گفتارها و رفتارها با مسائل برخورد می کنند.
ــ این رفتارها در صورت عدم برخورد جدی ادامه پیدا خواهد کرد. احتمالا موضوع مربوط به انتخابات سال آینده است. پنهان کردن آن هم البته ضرورتی ندارد.
ــ میشود با برخورد به موقع به آنها نشان داد که نظام با کسی رودربایستی ندارد. مهمتر اینکه در فرآیند این اختلافات نهایتا بازنده گروههای سنتی و میان دستی اصولگرایان هستند. موضوع را اگر سیاسی ببینیم قطعا باید آن را در چارچوب انتخابات تحلیل کنیم. در این انتخابات هم مشخصا حامیان دولت فعالیت خواهند کرد و در غیاب اصلاحطلبان تنها گروهی هستند که استقلال سیاسی دارند و خط سیاسی آنها در میان تیم خودشان تعیین می شود، یعنی نه در گفتار و نه در عمل سیاسی وابستگی به جایی ندارند. امکانات هم در اختیار دارند و البته در تناقضی که اصولگرایان گرفتار آن هستند قرار ندارند.
ــ (سؤال) چقدر برنامه دولت را برای انتخابات جدی می دانید؟
هم سخنان محمود احمدینژاد در راهپیمایی 22 بهمن و هم نوع استقبال از او و اسفندیار رحیم مشایی نشان می دهد که مساله جدی است. اینکه آقای احمدینژاد سخنان خود را با لفظ «زندهباد بهار» تمام می کند تنها یک معنا بیشتر نمی تواند داشته باشد. برخی اصولگرایان هم در تحلیلشان به این نتیجه رسیده اند و حتی معترف هستند که نباید در این روز طوری مسائل مطرح شود که شائبه انتخاباتی بودن به اذهان متبادر شود. هرچند در میان اصولگرایان برخی به صراحت از انتخاباتی بودن آن سخن گفتند و تاکید کردند: برخی نشانهها آنقدر واضحاند که نیازی به توضیح ندارند.
ــ تنها ابزار به تعادل رساندن وضعیت فعلی در مواجهه با اقدامات حامیان دولت ورود چهرههایی مثل آیتا... هاشمی به انتخابات ریاستجمهوری است. وگرنه اصولگرایان حریفی برای دولت و آقای مشایی که به احتمال قریب به یقین کاندیدای حتمی دولت است، نخواهند بود. همانگونه که آقای مشایی از سد بسیاری از افشاگری ها و هجمهها تاکنون گذشته، از این به بعد هم می تواند از سدهایی که برای ریاستجمهوری پیش پای او هست بگذرد. حتی برخی از اصولگرایان هم در یکی دو ماه اخیر از احتمال تایید صلاحیت او گفته اند. مطمئن باشید کسی که تاکنون پا برجا باقی مانده در ادامه نیز حضوری جدی در میدان خواهد داشت.
ــ اصولگرایان سنتی با عزل وزیر کار به دولت هشدار دادند. اصولگرایان سنتی از این به بعد اگر در مقابل دولت سکوت کنند در یک رفتار منفعلانه قافیه را باخته اند، اگر هم سکوت نکنند و پاسخ بدهند فضا را برای عمل بعدی دولت آماده کرده اند. به این معنا اصولگرایان سنتی در بازی دولتی ها گیر افتاده اند و هیچ راهی برای اینکه به طور مستقل بتوانند از آن خارج شوند پیش روی آنها نیست. به نظر نمی رسد برخوردی در انتظار این دست وقایع باشد چرا که اگر قرار بود برخوردی صورت بگیرد باید نشانههای آن را می دیدیم. اصولگرایان نهایتا در این بازی به اصلاحطلبان خواهند پیوست، یعنی اگر برخوردها ادامه یابد و تلاشی برای کنترل آن نشود آنها نیز بعد از مدتی نه چندان طولانی چون اصلاحطلبان به کناری میروند. پس بهتر است قبل از آن که این اتفاق بیفتد بهتر است راه را برای ورود اصلاحطلبان باز کنند تا بلکه از این طریق امکان پیروزی یک جریان سیاسی بر جریان دولت در انتخابات 92 مهیا شود.